صفحه اصلی / داستان من

داستان من

همیشه آذر را دوست دارم!

بعد از اینکه لیسانسم رو گرفتم مثل خیلی از دانش‌آموخته‌های حقوق وارد دورۀ کارشناسی‌ارشد شدم؛ البته باید بگم که یه کارِ ثابت هم داشتم که ماهانه یه حقوقِ ثابت از اوون می‌گرفتم. رفته رفته به این نتیجه رسیدم که اگه بخوام اینجوری ادامه بدم دستِ آخر بعد از دریافت مدرک کارشناسی‌ارشد و یا حتی دکتری در بهترین حالت می‌خوام یه کارمندِ سطحِ بالا توو یه اداره بشم که نهایتاً یه حقوق خوب دریافت کنم. شاید برای خیلی‌ها رسیدن به یه حقوقِ کارمندیِ خوب نقطۀ اوجِ آرزوهاش محسوب بشه اما من رسیدن به یه حقوقِ ثابتِ خوب رو مطلوب نمی‌دیدم. همیشه دوست داشتم مثل قهرمانای این فیلما به آدمایی که توو موقعیت‌های بد قرار گرفتن کمک کنم و با کلّی غرور و کمالِ رضایت از مفید بودنِ خودم یه نفس عمیق بکشم و بگم «تونستم!». از این فیلما که بگذریم ذاتِ زندگیِ آدمیزاد اینه که باید بجنگه و از یه جا نشستن و صبح به صبح کارت زدن و توو یه محیط اداری فراری باشد. خلاصه اواخر اسفند ماه بود که تصمیم گرفتم عطای حقوقِ ثابت را به لقایش ببخشم و از اول فروردین شروع کنم به خوندن! البته این اشتیاقِ سوزان باید اولِ اول توو خودِ آدم ایجاد بشه و حتی اگه دوستان و اطرافیان با تمسخر بهت بگن: «تو که کارِ ثابت داری، می‌خوای بشینی و بخونی که چی!»؛ یا بگن: «هشتاد هزار تا شرکت می‌کنن و نهایتاً دو سه هزار تا وَر می‌دارن و تو بدون سهمیه عمراً شانسی نداری!»

اطمینان نداشتم که به موفقیت برسم اما با خودم عهد کردم که اول فروردین «بسمه الله» بگم و با همۀ توانم پیش بِرم؛ البته قبلشم از خانواده‌ام خواستم که توو این مسیر کمکم کنن و این هشت ماه یه کم توقع و انتظارشون رو از من کم کنن. من ریسکِ شیرینِ بلندپروازانه‌ای رو آغاز کرده بودم؛ خلاصش کنم برات: «با وجودِ تمامِ ترسی که از شکست داشتم، از تصمیم‌ام راضی بودم!». جملۀ یه بنده‌ی خدا اوومد توو ذهنم که می‌گفت اگر آرزوت اینه که یه ماشین بخری، اول برو یه جاسوئیچی برای ماشینی که توو رویاته تهیه کن و یقین داشته باش که به ماشینه می‌رسی! منم بدون معطّلی، رفتم یک سنجاق سینه کوچولو که رووش آرم کانون را داره و وکیل‌های کانون همیشه روی کُت یا مانتوشون می‌زنن تهیه کردم.

تا شروع کردم کمک‌های خدا رو دیدم که یکی یکی برام می‌اُومد. مثلاً با مسؤول یه کتابخونه با وجود اینکه ساعتِ کارِ اوونجا تا ۶ بعد از ظهر بود بهم گفت: می‌تونی با نگهبانِ مجموعه هماهنگ کنی و تا ۱۱ شب هم از کتابخونه استفاده کنی! خلاصه اینکه ایمان داشتم اگر امروز زحمت بکشم فردا از نتيجه و ميوۀ شيرينِ اوون زحمات بهره‌مند می‌شم؛ به فرموده قرآن: «فان مَع العُسر، يُسرا». خوشحالم از اینکه که امروز که این متن رو نوشتم در وضعیتی هستم که در تمامیِ آزمون‌های حقوقی (وکالت، قضاوت، ارشد، دکتری) قبول شدم و می‌خوام متنم رو با یه جمله تموم کنم: «تووی سکوت تلاش کن و اجازه بده صدای موفقیتت همه جا بپیچه!»

اما حالا می‌خوام چی کار کنم:

از زمانی که با حقوق آشنا شدم تلفیق علم و هنر در این رشته برایم جذاب بود، و همواره در تکاپوی یافتن جنبه‌های مختلف و جدید آن بوده‌ام. اکنون مشتاقانه مسیر بی‌پایان یادگیری علم حقوق و شناخت هنرهای خارق‌العاده آن را دنبال می‌کنم. معلمی و یادگیری زبان؛ کتاب و خلاقیت در تولید محتوای آموزشی حقوقی؛ اِلِمان‌های لذت‌بخش زندگی من هستند. می‌دونم که نمی‌تونم دانشجویان حقوق رو به شنیدن و توجه‌کردن مجبور کنم؛ اما با رصدِ همه روزه‌ی سایت و بروزرسانیِ جزوات می‌تونم بفهمم چه کسانی به دیدنِ مطالبم علاقه‌مندند. اما می‌خوام به اوونهایی که توی این صفحه هستند و برای شنیدن داستانم آمادگی دارند بگم که می‌خوام متمایز از دیگران عمل کنم و یک کارگاهِ تولیدِ محتوای آموزشیِ حقوقی رو راه‌اندازی کردم تا به طور مستمر با تیم‌مان برای اوونهایی که توی دورافتاده‌ترین مناطق هستند، دسترسی به منابعِ روز رو میسّر کنیم. خلاصه اینکه برای جلب نظر شما به این مجموعه باید خاص و متفاوت باشیم و تبلیغاتی جز معرفیِ دهان به دهان از سوی شما نداریم. تنها راه شناخته‌شدنِ ما داشتنِ جزوات، ویدئوها و پادکست‌های درخورِ توجه و متمایز و ویژه است. متمایزبودن هم نیازمند خلاقیت است و می‌دانیم بیش از هر چیزی، باید روی خلاقیت در تولید محتوای حقوقی کار کرد.

ارزش‌ها:

به این چیزها باور دارم: باور به سخت‌کوشی، باور به نظم و انعطاف‌پذیری با محیط. در واقع، اینها ارزش‌های مورد احترامِ من هستند و تلاش می‌کنم که آنها را در خودم نهادینه کنم.

استعدادها:

از آنجایی که مهارت‌ها و استعدادهایم را می‌شناسم، می‌خواهم قولی بدهم و به آن وفادار بمانم.

رسالت:

آشنا کردن افرادی که ممکن است بتوانند به یکدیگر کمک کنند؛ نوشتن جزوات «ساده – فهم» مربوط به رشتۀ حقوق برای دانشجویان؛ ترغیب افراد به تجلّی بالقوه‌هایی که در آنها دیده می‌شود.

در انتها …

لطفاً از طریق لینک تلگرامِ زیر من را دنبال کنید.

https://t.me/OmidMollaKarimi

همچنین از طریق لینک اینستاگرامِ پایین همراه من باشد.

https://www.instagram.com/Omid_MollaKarimi/